• وبلاگ : دريا و من
  • يادداشت : به حق باران...
  • نظرات : 2 خصوصي ، 17 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
       1   2      >
     

    خيلي زيبل نوشتين
    آقا نگو قرارمان ، پايان رسيده است
    اين خاکِ پُر ستاره را ابري نديده است
    هر شب نديده اي چرا ، در پاي چشمه اي
    يک دسته گُل براي تان ، طفلي که چيده است ؟

    سلام
    يادداشت ها با شماره 5 به روز شد.
    کرم نما و فرود آ .
    بسيار زيبا ر:
    + حرفهاي خاکستري 

    سلام

    خوبين ؟

    نبودم مدتي


    براي همه خوب باش... آنکه فهميد، هميشه کنارت خواهد بود. و آنکس که نفهميد، روزي دلش براي خوبيهايت تنگ ميشود.َ

    سلام

    با يک غزل تقديم به بيمار کربلا به روزم

    منتظر حضور شما و شنيدن نظرات ارزشمندتان هستم

    با سپاس

    بهمرام بهرامي رشيد

    www.yagmur-deniz.blogfa.com

    سلام قصه گوي عزيز
    روزهاي برفي تون پر از آدم برفي هايي که انتظار خورشيد رو قطره قطره آب ميشن.
    آپم با :
    يادداشت 4
    ( روايتي ديگر گونه با زباني ديگر از ... )
    ممنون ميشم از نقد و نگاه تو و ديگر دوستان.


    سلام

    خدا قوت.

    اتصال به منبع لايزال. همين همه چيز است و دست من کوتاه و ... .

    سر بلند باشيد و ممنون که سر زديد.

    در دو آيه بعد از اين آيات(46 ـ 48 : روم) ، مجددا چنين ادامه ميدهد تا قصد خود را که تنبّه و عبرت آموزي ست کاملا تثبيت و حجت را تمام کند :
    " پس به آثار رحمت خدا بنگر که چگونه زمين را پس از مرگش زنده ميکند. به يقين چنين خدايي زنده کننده ي مردگان است و او بر هر چيزي تواناست. و اگر بادي (زيانبار) بفرستيم و کِشت خود را زردشده ببينند ، قطعا از آن پس (بجاي تنبّه) کافر ميشوند. پس مسلما تو نميتواني مردگان را شنوا کني و نميتواني دعوت خود را به گوش کرها برساني زمانيکه پشت کنند و برگردند. و تو هدايت کننده ي کوردلان از گمراهي شان نتواني بود. تو تنها کساني را مي شنواني که به آيات ما ايمان ميآورند و (در برابر حق) گردن نهاده اند. "
    به کمک اين آيات ميتوان به معناي "انتظار" ي که در لابلاي کلمات نويسنده موج ميزند پي برد. در حين بارش باران نيز ، توأمان همگان ترغيب به قدرشناسي و دعوت به آرامش مي شوند.

    اين برداشتهاي من بود قصه گوي عزيزم.
    تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد...
    پاسخ

    ايليا بانوي بي نظير سلام..ممنون از نگاه بلندت...فقط سعي کردم آرامشي که بعد از مدتها بي قراري به لطف خدا بر دلم نشست با ديگران قسمت کنم...نويسنده وقتي چيزي را از قلبش مي نويسد لاجرم آنچه در عمق وجودش نشسته ست برملا مي کند.هر کس آنچه را دوست دارد رو مي کند.و من که قرآن را...باز هم ممنون دوست نازنينم
    سلام قصه گوي عزيز
    در وحله ي اول با خواندن نيايشت ، مفهومي ساده از يک قطعه ي ادبي بسيار ابتدايي ، برداشت ديگري به ذهن خواننده نميرسد. اما وقتي خواننده با اصطلاحات سمبليک و استعاري ادبيات و زبان ادبي قرآن آشنايي حتي مختصري داشته باشد متوجه ميشود که همين واژه هاي بسيار ساده از بار معنايي عميقي در لايه هاي ديگري زير لايه ي پوستي خود در بر دارد. با اين نگاه ، کلماتي مثل آسمان،ابر،باران،شکاف بين ابرها،باد،نسيم،قطره،دانه ي شن،پنجره،عکس و شيشه ؛ مفاهيم ديگري غير از معاني اوليه و سطحي خود را مي يابند. بهمين دليل بنده با خواندن دوباره ي اين نيايش به ياد اين آيه ها با همان زبان طبيعتگرايشان افتادم. زبان طبيعت در بعضي از آيات سمبليک و تمثيلي قرآن فقط براي تفهيم ساده تر موضوع به جامعه ي آن زمان عرب نبوده است. بلکه براي همه ي زمانها و همه ي جوامعي که از نظر درک ادبي به افق هاي چشمگيري دست يافته اند نيز کاربرد دارد. اين آيات براي تفهيم موضوع ارسال پيامبران به سوي قوم شان بوده است :
    " و از نشانه هاي او اين است که بادها را بشارت دهنده مي فرستد ، تا بخشي از رحمتش را به شما بچشاند و تا کشتيها بفرمان او روان شوند و شما از فضل او بهره مند شويد. باشد که شکرگزار باشيد. و همانا پيش از تو فرستادگاني بسوي قومشان گسيل داشتيم که دلايل روشن برايشان آوردند ، آنگاه از کسانيکه مرتکب جرم شدند انتقام گرفتيم و نصرت مؤمنان حقي ست بر عهده ي ما. خداست که بادها را مي فرستد تا ابري را برمي انگيزد ، سپس آنرا در آسمان آنگونه که بخواهد ميگسترد و آنرا قطعه هايي بر روي هم قرار ميدهد ، آنگاه مي بيني که از لابلاي آن باران بيرون مي آيد و چون آنرا به هر کس از بندگانش که خواهد برساند ، به ناگاه آنان شادي مي کنند. "
    ادامه دارد ...
    سلام
    دعاي صادقانه و زلالي بود ، يه آرامش قشنگي داشت
    موفق باشي
    + پورنجاتي 
    خوب. آرام
    http://dastebarani.blogfa.com
    دستاني هميشه باراني
    وبلاگي که ميخوام نوشته هامو توش بذارم
    اگه خدا بخواد و بشه
    آمين ، آمين ، آمين
    آسمان هم بايد دلش را به تو وصل کند تا آرام ببارد ، عزيز من.
    دوباره برميگردم تا بيشتر روي نوشته ات تمرکز کنم.
    پاسخ

    عزيزي.منتظر برگشتت هستم:)
    سلام
    بسيار زيبا و زلال بود

    مثل باران
    تعابير زيبايي بود

    روان وساده
    پاسخ

    زيبا مي بينيد :)
       1   2      >